●دسته بندی: داستان خارجی (رمان خارجی)
●نویسنده: وون پینگ، سون
این کتاب روایتگر داستان ملاقات دو هیولا با یکدیگر است.
یون جه با یک بیماری مغزی به نام آلکسی تایمیا که بروز احساساتی مانند ترس یا خشم را برای او سخت میکند به دنیا آمده است. او به لطف دو نورون بادام شکلی که در اعماق مغزش قرار گرفته، به جز مادر و مادربزرگش هیچ دوست دیگری ندارد. با این حال در فضایی آرام و رضایت بخش، درست بالای کتابفروشی دست دوم مادرش زندگی می کند. اتاق یون با یادداشتهای رنگارنگ تزئین شده است. این یادداشت ها به او یادآوری میکند چه زمانی باید لبخند بزند، چه زمانی باید بگوید "متشکرم" و چه زمانی بخندد. اتفاق عجیبی که در شب کریسمس برای یون می افتد، او را به یکباره از منطقه امنش دور میکند. یون که برای کنار آمدن با فقدان خود تلاش میکند، متوجه حضور گون، نوجوان مشکل داری در مدرسه شان میشود و میانشان پیوند شگفت انگیزی شکل میگیرد.
این کتاب به زبان اصلی نوشته شده است. سادگی زبان نوشتاری آن، علاوه بر لذت خواندن یک اثر فاخر، حکم یک معلم زبان را برای مخاطب دارد.