●دسته بندی: زندگینامه و خاطرات و سفرنامه
●نویسنده: طیب، بقایی مقدم
کتاب «وقتی سایهها جان میگیرند» خاطرات طیب بقایی مقدم از دوران جنگ تحمیلی ایران است که بهطور زیبا و احساسی توسط محبوبه سادات رضوینیا بازنویسی شده است. این اثر به تصویر کشیدن روزهای جنگ و زندگی در سنگرها میپردازد و احساسات و تفکرات رزمندگان را در شرایط دشوار جنگ به نمایش میگذارد.
این کتاب علاوه بر روایت واقعیتهای تلخ جنگ، به عمق احساسات انسانی، دوستیها و امیدها در میان رزمندگان میپردازد و نشان میدهد که چگونه آنان با وجود سختیها، روحیهای مقاوم و امیدوار داشتند. «وقتی سایهها جان میگیرند» داستانی است از عشق، فداکاری و ایستادگی در برابر مشکلاتی که تنها از دل انسانهای شجاع برمیآید.
بخشی از خاطرات: در نوروز 1360، سنگرها با حال و هوای عید زینت داده شده بودند. رزمندگان با سلیقه خود هفتسین را چیدند و با وسایلی چون آینه، قرآن، سبزه و گلهای وحشی سفرهای زیبا برپا کردند. اما در پس این زیبایی، سایه جنگ همچنان بر زندگی آنها سنگینی میکرد. آنها در کنار هم نشسته بودند و در انتظار اعلام ساعت تحویل سال از رادیو، لحظاتی پر از تنش و اضطراب را تجربه میکردند.
صدای توپ از رادیو به گوش میرسید و سال جدید آغاز میشد. سرگرد عظیمی، فرمانده گردان، دعای حلول سال را میخواند و این دعا نمادی از امید و آرزو برای بهبود وضعیت بود. رزمندگان در دل خود به این موضوع فکر میکردند که اگر جنگ نبود، اکنون در کنار خانوادههایشان بودند و زندگی عادیای داشتند.