●دسته بندی: داستان فارسی
●نویسنده: مینا، شائیلو زاده
رمانی که با زبانی ساده به حقایق و زوایای پنهان و جنایتهای سازمان مجاهدین خلق و نگاه فرقهای آنها به اعضای خود میپردازد شخصیت اصلی این کتاب دختری نوجوان به نام بهار است که در دهه شصت زندگی میکند. او فردی فعال و پرتلاش است که دوست دارد در جامعه خود تاثیرگذار باشد اما در اوضاع شلوغ و پرچالش آن دوران ناخواسته با آدمهایی آشنا میشود که که او را وارد فعالیتهای گروه مجاهدین خلق میکنند.
او که شور انقلابی و فعالیت در سر دارد ناگهان وارد جهانی میشود که فعالیتهایشان با اهداف و تفکرات او نمیخورد اما آهسته آهسته تلاش دارد بهار را نیز شبیه همان آدمهای پشت نقاب بکند. این داستان که توسط نویسنده جوان نوشته شده تلاش دارد به نوجوان نشان دهد چگونه این گروهک تروریستی در دهه شصت هزاران جوان و نوجوان ناآگاه را با کارهای غلط خود به نابودی کشید و سرنوشت آنها را تیره و تلخ ساخت.
نویسنده با زبان داستان، به ارائۀ اطلاعاتی دربارۀ چند و چون این سازمان و اهداف واقعی آن به نسل جوان و نوجوان امروز که پرداخته است تا نشان دهد گروهی که روزی برای آزادی و استقلال مبارزه میکرد با پیروزی انقلاب به دشمن آزادی تبدیل شده بود و با ترورهای کور و ایجاد فضای رعب و وحشت در جامعه تنها میخواست به قدرت برسد.