●دسته بندی: داستان و رمان دفاع مقدس و انقلاب اسلامی
●نویسنده: محمد، هژبری
این کتاب، مجموعهای از خاطرات و زندگینامههای شهدای هشت سال دفاع مقدس را از زبان خانواده و نزدیکان آنها روایت میکند.
در یکی از این داستانها، نویسنده به یاد روزهای کودکیاش میافتد که در مسیر مدرسه، مغازهای پلاستیکفروشی با ویترینی پر از وسایل رنگارنگ وجود داشت. او به سبد صورتی کوچکی که در ویترین بود، علاقهمند شده و از پدرش خواسته بود تا آن را برایش بخرد. پدر با شرطی سخت گفت که اگر او بتواند در همه دروسش نمره بیست بگیرد، سبد را برایش خواهد خرید. اما سرنوشت تلخی رقم خورد و پدر شهید شد. سالها بعد، سبد در ویترین مغازه همچنان باقی ماند، غبارآلود و فراموش شده، در حالی که نویسنده هر روز با حسرت به آن نگاه میکرد و آرزو میکرد که پدرش زنده باشد تا وعدهاش را عملی کند. این روایت، نمادی از دلتنگی و یادآوری قربانیان جنگ است که هر کدام دنیای خاص خود را داشتند.