●دسته بندی: زندگینامه و خاطرات و سفرنامه
●نویسنده: نسرین، پرک
این کتاب، روایتگر خاطرات خانم زینب عارفی، همسر شهید مدافع حرم مصطفی عارفی است.
نویسنده در این اثر، لحظاتی از زندگی روزمره و گفتگوهای آقا مصطفی با دوستانش به تصویر کشیده شده است. یک روز، او به همراه سه تن از دوستان بسیجیاش به خانه میآید و درباره درگیریهای عراق و سوریه صحبت میکنند. آقا مصطفی که مصمم به رفتن به میدان نبرد است، بر این باور است که باید دورههای آموزشی لازم را بگذرانند و سپس به عراقیها کمک کنند.
دوستانش به شوخی و خنده به او میگویند که هنوز ارگانی برای اعزام آنها وجود ندارد و در ادامه درباره وضعیت ازدواج و زندگی شخصی خودشان صحبت میکنند. آقا مصطفی با کنایه به یکی از دوستانش که هنوز ازدواج نکرده، او را تشویق میکند که هر چه زودتر برای تشکیل خانواده اقدام کند. این گفتگوها نه تنها نشاندهنده عزم و اراده جوانان برای دفاع از وطن است، بلکه همچنین لحظاتی از صمیمیت و دوستی را در میان آنها به تصویر میکشد. این روایت، در کنار مضامین انسانی و اجتماعی، تصویری از عشق و فداکاری را در دل خود دارد که زندگی را در سایه جنگ و چالشهای بزرگ معنا میبخشد.