●دسته بندی: داستان خارجی
●نویسنده: دوریس، لسینگ
این رمان، ادامه داستان بن لووات است، اما به شکلی متفاوت و متمایز نسبت به کتاب قبلی. بن از خانوادهی بریتانیایی و طبقهی متوسط خود فرار کرده است؛ زیرا خانوادهاش او را با نقصهای ژنتیکیای که داشت مایهی سرافکندگی خودشان تصور می کردند. او که حالا هجده سال دارد، سینه و بازوهای درشت، بدن قوزدار و پرمو و چهره ی نه چندان دوستانهی خود، مثل مردی سی و چند ساله میماند مردم هنگام دیدن او وحشت زده می شوند.
به شکل کنایه آمیزی، خود بن نیز از جامعه بسیار وحشت دارد. او که توانایی خواندن، استفاده از پول و درک سادهترین موقعیتها را ندارد، بسیار تنها، ناامید و مستأصل است. بن می فهمد که برای جلوگیری از کشتن کسانی که عذابش میدهند، باید شعلههای سوزان خشمش را تحت کنترل دربیاورد. اما با پیشروی داستان و طی اتفاقاتی تکان دهنده، تقریبا همه ی شخصیت ها به نوعی به او خیانت می کنند. فقط سه زن با او مهربان هستند که در متن قصه درباره آنها خواهید خواند.
کاملا مشخص است که نویسنده در رمان بن در جهان، نخبگانی را هدف قرار داده است که به اسم خدمت به اعتلای هنر و علم، افراد عادی و بی دفاع را به استثمار خود درمی آورند.
رمان در عین سادگی، عمیق است و البته غمانگیز. لسینگ روایت داستان بن را بهانهای کرده است برای نقل زندگی بیخانمانها، جانیان، ساکنان حلبیآبادها و زاغهنشینها و حاشیهنشینانی که از قضا بیشتر از همه با «بن» هم دردی میکنند و درکش میکنند.
دوریس لسینگ در 2007 برندۀ جایزۀ نوبل ادبی شد