●دسته بندی: داستان خارجی
●نویسنده: اریک امانوئل، اشمیت
این کتاب، داستانی جذاب و عمیق درباره زندگی مردی به نام تازیو فیرلی است که در پی ناامیدی و خستگی از زندگی، تصمیم به خودکشی میگیرد. او در گذشته چندین بار تلاش ناموفق برای پایان دادن به زندگیاش داشته است. اما سرنوشتش با آشناییاش با زئوس پیتر لاما، هنرمند مشهور و عجیب، تغییر میکند. زئوس به تازیو پیشنهاد میدهد که از انسان بودن خود دست بکشد و به یک مجسمه زنده تبدیل شود. این مجسمه زنده، آدام بیس، به تازیو فرصتی برای تجربهای جدید میدهد.
با تبدیل شدن به یک اثر هنری، تازیو ابتدا احساس آزادی و رهایی میکند، اما به زودی متوجه میشود که این تغییر نه تنها او را از قید و بندهای زندگی نجات نداده، بلکه آزادیاش را نیز سلب کرده است. در این وضعیت جدید، او با چالشهای جدیدی مواجه میشود و احساس افسردگی به او بازمیگردد. اما ورود کارلوس انیبال، نقاش نابینا، و دخترش فیونا به زندگیاش، نقطه عطفی را رقم میزند. فیونا با طرحی خلاقانه درصدد نجات تازیو برمیآید و به او کمک میکند تا از این وضعیت دشوار رهایی یابد.
اشمیت در این رمان به نقد هنرمندانی میپردازد که هنر خود را به تجارت تبدیل کرده و ارزش واقعی آن را زیر سوال میبرند. «وقتی اثر هنری بودم» نه تنها داستانی جذاب برای علاقهمندان به هنر است، بلکه تأملاتی عمیق درباره هویت، آزادی و ارزش هنر را نیز در بر دارد.