●دسته بندی: روانشناسی عمومی
●نویسنده: مارگارت، رابینسون رادرفورد
در بسیاری از خانوادهها از همان ابتدای کودکی، کودک را وادار میکنند که احساسات خود را سرکوب کند، آنها را بروز ندهد، یا اگر به حد انفجار رسید آنها را در خلوت خود و به دور از نگاه دیگران تخلیه کند. بارها شنیدهایم که به پسر بچهها میگویند مرد که گریه نمیکند، یا به دخترها اجازهی ابراز وجود و حتی حرف زدن عادی هم نمیدهند تا باوقارتر و سنگینتر به نظر بیاید. به کودک اجازه اظهار نظر نمیدهند و او را وادار میکنند تا در سکوت، دائما مشغول یادگیری و ضبط اطلاعاتی بیهوده باشد.
پنهان کردن این احساسات، حرف نزدن در وقت نیاز به ابراز، گریه نکردن در وقت ناراحتی، فریاد نزدن در وقت خشم و هزارا هزار رفتار اشتباهی که از نظر خیلی از خانوادهها نشانهی ضعف است، باعث ایجاد زخمهای عمیق روحی و روانی در نوجوانی، جوانی و میانسالی میشود.
تلقین این دیدگاه که برای ضعیف و آسیبپذیر نبودن و دائما احساس ناامنی نداشتن، کافی است که لباس خوب بپوشی، غذای خوب بخوری و درآمد بالا داشته باشی، در فلان نقطه شهر زندگی کنی و در ظاهر یک انسان کامل به نظر بیایی و زندگی مرفهی داشته باشی، مسئولیت همه چیز را بپذیری، محرم دردهای همه باشی اما خودت مانند کاکتوس اجازه نزدیک شدن احدی را به خودت ندهی! اجازه ندهی یک فرد مهربان روحت را لمس کند تا مبادا جراحتهای جانت را ببیند! همه و همهی این رفتارها و کمالگراییها علائم افسردگی نهفتهاند که میتوانند یک فرد را تا خودکشی هم پیش ببرند.
برای اصلاح این باورهای مخرب، ارتباط با احساساتی که مدام سرکوب شدهاند، پذیرش عشق، ایجاد تغییرات چشمگیر با طی کردن پنج مرحله بهبودی از جمله آگاهی، تعهد، رویارویی، پیوند و تغییر، حتما این کتاب را بخوانید. مارگارت رابینسون رادرفورد، متخصص روانشناسی بالینی، در این کتاب شما را یاری میکند تا از قید و بند این تفکرات و رفتارهای آزاردهنده روح خلاص شوید.