این کتاب یکی از عناوین مجموعه داستان های نوجوان با نام «در هوای انقلاب» است. موضوع محوری داستان های این مجموعه درباره وقایع دوران انقلاب می باشد. که زندگی و فعالیت های انقلاب نوجوانان را در قالب داستان و رمان بیان نموده است.
بخشی از متن داستان:
پرت شدم توی استخر. آب سرد بود، بوی ماندگی و تعفن می داد.بو و طعم لجن به حرکت درآمده بود یک قلپ آب به دهان و بعد گلویم سرازیر شد .مزه گس و سنگین لجن در دهانم ماسید و ماند. چشمانم چنان به سوزش افتاد که انگار آب، اسید داشت. مثل وزنه ای بی حرکت به کف استخر رسیدم کف پوشیده از ماده لزج و ضخیم بود. کمی به خود آمدم پا بر کف کوبیدم به بالا آمدم. توانستم برای لحظه کوتاهی سر از آب بیرون بیاورم تا نفسی بکشم ؛ نتوانستم دوباره به پایین کشیده شدم .انگار به پایم وزنه بسته بود...