●دسته بندی: مذهبی، انقلاب و دفاع مقدس
●نویسنده: اکبر، صحرایی
این اثر مجموعه 16 داستان کوتاه را در فضای شهری و جبهه روایت میکند.
تلاش شده است بیشتر به اتفاقات و فضاهای پشت جبهه در ایام دفاع مقدس بپردازد.
اصغر خمپاره! یادته عملیات رمضان تو خاکریز، میرفتیم جنازه جلیل رو بیاریم. خمپاره خورد کنارمون. موج زد زیر پامون و درازکش شدیم پشت خاکریز. گیج منگ.
موج گرفته نشستی روی دوپا و با دستت پمپ میزدی! گفتم چیکار میکنی اصغر؟ گفتی: لاستیک لودر ترکش خورده، دارم بادش میکنم! نتوانستم جلو خندام رو بگیرم. نمیخوای بشینی؟خسته شدی!