کتاب حاضر با عنوان اوف خرابکار دنبال گنج میگردد، جلد سوم از مجموعه اوف خرابکار است که ماجراهای لیو و دوست خرابکارش اوف را روایت میکند. ماجراهای خندهدار و دردسرهای عجیبی که آن دو برای خودشان و دیگران به وجود میآورند.
اصلا میخواهم بدانم مگر یک موجود شصتوشش میلیون ساله، که بیشتر شبیه یک گلوله پشمالو آبیرنگ است، با یک دانشآموز فسقلی دوست میشود؟!
شاید بد نباشد بدانید که سروکلهی اوف چگونه در زندگی لیو پیدا شد. لیو روز تولدش نزدیک است و صبر ندارد تا جشن تولد صبر کند! او سراغ کمد مامان و بابا میرود و ایر اسپایدر 325 را برداشته و با دوستانش معرکه پرواز این ریزپرنده را به تماشا مینشینند.
اما یک مشکل کوچک وجود دارد. ریزپرنده بالا میرود و بالا میرود تا آنجا که دیگر کنترلش به دست لیو نیست و ناگهان در یک معدن متروکه در منطقه ممنوعه سقوط میکند.
لیو دست بردار نیست و نمیتواند به سرزنشهای والدینش فکر کند، دست به کار میشود و به معدن میرود و آنجا با این موجود عجییب و غریب و همتای دردسرسازش که نامش اوف است، روبرو میشود.
حالا که فهمیده اوف از طرف یک پروفسور خرابکار تحت تعقیب است انسانیتش گل کرده و میخواهد به او کمک کند و او را به خانه ببرد!!
اما چگونه میخواهد خرابکاریهای و دردسرهای او را در مقابل والدینش پنهان کند ، من نمیدانم. خودتان کتاب را بخوانید شاید شما از کار این دو تا اعجوبه دردسرساز سر درآوردید!
اوف خرابکار جیغ همه را درمیآورد، اوف خرابکار به سفر میرود، اوف خرابکار دنبال گنج میگردد و اوف خرابکار دنبال دوست میگردد، عناوین این مجموعه چهارجلدیاند.