●دسته بندی: داستان فارسی (رمان فارسی)
●نویسنده: حمیدرضا، سهیلی
کتاب حاضر با عنوان «جهنم منهای من» که اثری از حمیدرضا سهیلی است، روایتی داستانی و عمیق از تجربههای درونی افرادی است که خود را در سازمان مجاهدین خلق یافتهاند. این رمان، سفری تکاندهنده به درون سازمانی را به تصویر میکشد که در آن، آرمانگرایی کورکورانه، اطاعت بیچون و چرا را بر هرگونه احساس انسانی، از جمله عشق و هویت فردی، مقدم میدارد. نویسنده با نگاهی صادقانه، زوایای پنهان زندگی اعضا را آشکار میسازد؛ جایی که مفاهیمی چون مادر بودن جرم تلقی میشود و دین و اراده شخصی قربانی نظام تشکیلاتی میگردد.
این اثر، داستان فردی را بازگو میکند که در یک مأموریت خطیر راهی مشهد میشود و در آستانه دیداری سرنوشتساز با یکی از نزدیکانش، با تغییری ناگهانی در مسیر زندگی خود روبرو میشود. این تغییر، او را تا مرز مواجهه با مرگ پیش میبرد، درست پیش از آنکه بتواند وظیفه محوله را به سرانجام برساند. در این فضای پرفشار، کتاب به شکلی بیپرده، محدودیتهای شدیدی را که بر اعضای سازمان تحمیل میشود، مانند ممنوعیت عشق و فقدان امید، به تصویر میکشد و نشان میدهد چگونه شخصیتها در چنین شرایطی به «جهنم» خود سقوط میکنند.
با این حال، داستان فقط روایت سقوط و تاریکی نیست؛ بلکه قصهای از امکان بازگشت و امید نیز هست. روایتی از زنی که با وجود همه آنچه بر او گذشته، همچنان دلش به رشتهای از ایمان و ارادت به امام رضا (ع) گره خورده است. او در نقطهای حساس، میان زمین و آسمان، راه خود را به سوی نور پیدا میکند. این رمان در نهایت به این نکته کلیدی اشاره دارد که حتی از ژرفای تاریکترین جهنمها نیز میتوان راهی به سوی روشنایی و رستگاری یافت، مشروط بر اینکه «من» یا همان خودِ حقیقی، به سوی مبدأ اصلی بازگردد و با خدا پیوند یابد. این بازگشت، مسیری است برای یافتن دوباره نور و امید.