این کتاب، داستانی جذاب و دلنشین دربارهی فرگال، یک اژدهای جوان است که با تولد خواهر کوچکش، فرن، زندگیاش دچار تغییرات عجیبی میشود. روزی که تخم اژدها ترک میخورد، فرن به دنیا میآید و ناگهان خانه پر از مهمانانی میشود که برای دیدن او آمدهاند و هدایای زیادی برایش آوردهاند. فرگال که احساس میکند در سایهی خواهرش قرار گرفته، تلاش میکند تا توجه مادربزرگ اژدها را جلب کند و از او بلیطی برای نمایش پرواز بگیرد.
اما با وجود اینکه فرگال سعی میکند احساساتش را سرکوب کند، فرن چندین بار او را آتش میزند و این موضوع باعث عصبانیت او میشود. روزی که قرار است به نمایش پرواز بروند، فرن بیمار میشود و فرگال که دیگر تحملش تمام شده، تصمیم میگیرد فرار کند. والدین و دوستانش به جستجوی او میپردازند، اما او ناپدید شده است.
این داستان به بررسی احساسات پیچیدهی فرگال پرداخته و سوالاتی را دربارهی درست و غلط بودن احساسات مطرح میکند. آیا باید احساسات خود را بیان کرد یا درون خود نگه داشت؟ نگهداشتن احساسات ممکن است آسیبزا باشد. «فرگال» مجموعهای چند جلدی است که به ما یادآوری میکند درک و بیان احساسات چقدر اهمیت دارد. روبرت استارلینگ، نویسنده و تصویرگر این اثر، با سبک خاص خود به کودکان کمک میکند تا با احساساتشان بهتر ارتباط برقرار کنند.