کتاب حاضر با عنوان احتمالات، بر زمین میزندش، نوشته علی شمس، دو نمایشنامه است که ساختار و فرم روایی آن جدید است و با وجود این، دارنده آنداستانی و لحظه معنا در اثر است.
ساختار نمایشنامه بدین صورت است که مخاطب برای فهم آن ناچار است از معرفی شخصیتها تا پیشدرآمد داستان را مطالعه کند تا سرنج داستان را بهدست گیرد.
این نمایشنامه، در دوازده بخش با عنوان احتمال بر صحنهای معلق در فضا روایت میشود.
نگارنده در قالب نمایشنامه تاریخ ایران را به تصویر میکشد و این سؤال را در ذهن مخاطب خود میگنجاند که اگر چنین بود، چه میشد؟
دومین اثری که در این کتاب به چاپ رسیده بر زمین میزندش با اقتباس از این شعر خیام است که:
این کوزهگر دهر چنین جام لطیف، میسازد و باز بر زمین میزندش!
در این نمایشنامه نیز مانند نمایشنامه پیشین، تاریخ ایران و افزون بر آن تاریخ جهان و فلسفه آفرینش و خلقت محتوای اثر را تشکیل میدهند.
گاوی که در دارند آن را کالبد شکافی میکنند، جنینی گاوی که در حال پختن است، انسانی بستهبندیشده و وکیوم شده، پدیده زایش و مرگ را به شکل ترسناک و منزجرکنندهای به تصویر میکشند.
نگارنده دوست دارد به مخاطب خود چنین القا کند که انسان و مخلوقات بازیچه خالقی هستند که آنها را با دقت و ظرافتی غیرقابل وصف خلق نموده اما از روی لجاجت و بدون هیچ رحمی جان آنان را میگیرد.
داستان بر سازهای دوار و شخصیتهای نمادین روایت میشود.