کتاب حاضر با عنوان آتش در شهربازی، نوشته سیدسعید هاشمی است که داستان خالد در غزه را روایت میکند.
خالد یک نوجوان است که مانند همه کودکان و نوجوانان دنیا، دلش میخواهد بازی کند، جستوخیز کند و زندگی کودکانه خود را داشته باشد.
اما توپها و بمبهایی که مدام از آسمان بر سر اهالی غزه فرود میآیند بین یک کودک معصوم و در و دیوار شهر و بیمارستان و .. تفاوتی قائل نیستند! آنها فقط یک هدف دارند: نابودی!
نابودی انسانیت! نابودی روح زندگی! نابودی شادیهای کودکانه! نابودی سرزمینی با تاریخ چندهزار ساله! نابودی اندیشه استقلال!
اما خالد، پدر و مادر و برادر و حتی همسایههایشان، قصد ندارند به این سادگی دست از زندگی، نعمتی که خداوند به آنها هدیه کرده، بکشند!
آنها امیدوار و سرزنده، در میان آوارهای جنگ، در انبار کوچکی در حومه شهر، هرچه دارند و ندارند با همسایههای خود تقسیم میکنند و دست یکدیگر را در قحطی انسانیت به گرمی میفشارند.
آیا پایداری و ایستادگی خالد نتیجه خواهد داد؟
آیا روزی خواهد رسید که کودکان غزه هم روزی را بدون صدای شلیک موشک به شب برسانند؟
آیا روزی خواهد رسید که آنها نیز از در دسترسترین حقوق انسانی خود برخوردار شوند؟